زر و کاه زرد

روزي پسر قاضي شهر ، گربه همسايه شان را کُشت . صاحب گربه بدون
آنکه قاضي را از اين حادثه مطلع کند از قاضي پرسيد : "خون گربه
بريدني است ؟ " قاضي گفت :" بله بايد پوست آن را کند و از طلا پر
کرد و به صاحب آن پس داد ." مرد گفت : "خوب ، گربه را پسرت
کشته ." قاضي گفت :" به جاي زر مي توان کاه زرد هم داد . " مرد گفت
تا به نفع تو بود زر بود حالا که به نفع من است کاه زرد ؟

 

PINK-SUNSET