|
جای تو در دل |
|
اي پاي تو در ديده و مآواي تو در دل |
|
مگذار بگيرد غم تو جاي تو در دل |
|
ترسم كه بميرم زغم هجر و بماند |
|
زنجير تو در پاي و تمناي تو در دل |
|
از روز ازل عشق تو آميخته با جان |
|
مستور بود سر سويداي تو در دل |
|
داري تو سر دوري و دارم به صد اميد |
|
انديشه وصل رخ زيباي تو در دل |
|
از شائبه حرص و حسد پاك شدم پاك |
|
تا كرده مكان عشق دل آراي تو در دل |
|
آخر، خبرت هست چسان رخنه نموده |
|
تير نگه نركس شهلاي تو در دل |